تبلیغات
پاییز بود... - ...

آقای جناب ... !
گهگاهی
زن قصه ات را
بانویِ من
صدا کن !
گاهی با عجله
اسمت را که میگوید
آرام بگو
جانم ؟
بعد می بینی چه با شرم می گوید
جانت بی بلا باد
گاهی بی هیچ دلیلی برایش
شکلات بخر
کنارش بنشین و تماشا کن
بانویی را که ذوق می کند
از همان شکلاتی که باور کن
شیرینش بیشتر بخاطرِ
دستانِ توست

آقای جناب ... !
بیا یک رازِ زنانه را برایت فاش کنم :
دخترها بیشتر از هرچیز
سادگی را دوست دارند
یک سادگی پر از
شوق هایِ کوچک و رنگی
همین ... !

 

پ.ن: جانم؟ امر؟ در خدمتیم... یکی از شوق های کوچک زندگی منه



تاریخ : دوشنبه 28 مهر 1393 | 12:59 قبل از ظهر | نویسنده : بهار | نظرات

  • سی پی | فروش بک لینک | قالب وبلاگ
  •